فقط بخاطر تو ایران
خیلی ها بهم گفتند بکن و برو. بهم گفتند اینجا قدر نیروی انسانی رو نمی دونند. اینجا بهت ارزش نمی ذارند. اینجا امکانات نمی دند. اینجا به ازای کاری که می کنی مزد نمی دند. اینجا پیشرفت نمی کنی و درجا می زنی. اما در جواب همه این حرف ها؛
من در جواب این حرف ها بگم که، اگه تو ایران کار می کنم، زحمت می کشم، جوانی ام را تلف می کنم، زندگی رو صرف می کنم، فقط و فقط بخاطره کشورم هست و بس. حالا اونایی که شما ازشون حرف می زنید، امروز اینطوری هستند، فردا عوض می شند. امروز هستند، فردا نیستند. امروز اینطوری فکر می کنند، فردا تفکرشون عوض می شه.
اینجا ایران است که پایدار هست، و اگر بخوام در پایان عمرم به چیزی افتخار کنم و سرم بلند نگه دارم و دهنم باز باشه، اون خدمتی است که به وطنم کردم و همه جا با صدای بلند می گم، این ها رو من تحمل کردم، فقط و فقط به خار تو ایران.
همه با اسرائیل و چگونگی بوجود آمدنش آشنا هستیم. الآن هم که کشتار عجیبی در غزه راه انداختند و هزینه و جان خودشون رو صرف می کنند. از خودتون پرسیدید این کارها برای چی هست؟
فقط و فقط برای اینکه کشور خودشون رو داشته باشند حالا چه با زور چه بدون زور. اونا برای چیزی که از اول ماله خودشون نبوده، چطوری تلاش می کنند ما برای چیزی که سال هاست ماله خودمونه، حالا با تغییر وضعیت موقتی، اینطوری عمل می کنیم! باید بیشتر فکر کنیم.
امضاء
مارمولک شبکه سی فون/

بیوفا
یه کارتونی بود تو بچگی که داستان یه خرس کوچولویی رو نشون می داد که تمام عمر دلش می خواست بره “پاناما”. آخرش یه روز سوار قایق می شه تا بره پاناما، اما تو دریا راهش رو گم می کنه و دوباره ناخواسته بر می گرده به همون جایی که بود؛ اما اون خیال می کنه که به “پاناما” رسیده. دیالوگهای کارتون وقتی به اینجا رسید، خیلی جالب بود:
“خرس کوچولو خونه اش رو دید و گفت: چقدر این خونه قشنگه، از خونه قبلی من چقدر بزرگتره! بعد رو مبلش دراز کشید و گفت: هی! ببین این مبل چقدر از مبل قبلی من نرم تره! و بعد یه موز خورد و گفت: وای خدای من! چقدر موز های اینجا خوشمزه ان!”
حالا خارج برای ما خیلی از ایرانیها همون پانامای خرس کوچولوهه